محمدطاهامحمدطاها، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

طاها عسلی

سال نو مبارک نوروزتان پیروز

سلام به همه عزیزانی که به سایت من می آیید این عکس مربوط می شه به سه شنبه 91/1/1 بعد از سال تحویل خونه بابا یداله بابای مامانم آبادان بابا احسان من رو برده بالا مامانم هم داره داد میزنه احسان طاها رو بیار پایین مامان جون هم میگه اینقدر داد نزن جای پری مهربونمون خیلی خالی بود ولی ما همیشه یادش رو زنده نگه می داریم این  عکس بعد از سال تحویله من و بابا احسان و بابا یداله   اون که پشت سر ما ایستاده دایی اسی منه خوب عید دیگه من هم به نوعی مشغولم من هم دارم از خودم پذیرایی می کنم مامان چپ چپ من رو نگاه نکن مامان جون می گه اگر ظرفم شکست فدای سرت فقط دستت نبره من هم می دونم تو نگران...
28 فروردين 1391

دهمین مسافرت

دوست داشتم امسال که یک ساله می شی بتونی ده بار مسافرت بری و موفق هم شدم 2 روز دیگه دهمین سفر رو تجربه می کنی و میریم ابادان امسال عید رو با خانواده مادری دور هفتسین می شینیم و به پیشواز بهار میرویم شرح مسافرتهای قبلی با عکسهاشون رو باید فایل کنم و تو وبلاگت بزارم الان دیگه وقت نیست داره دیر می شه باید برسم به تو امروز چهارشنبه سوریه و تو دومین چهارشنبه سوری رو تجربه می کنی اما در خانه
23 اسفند 1390

دومین بهار

سرمای زمستان با تمام قدرت خودنمایی می کند و هنوز دل نمیکند که کوله بار خودش رو جمع کنه. چند روز بیشتر به پایان سال ٩٠ باقی نمانده سالی که کهنه شد و رفت و تو بزرگترین موهبت الهی من و احسان لباس کهنه یک سال را از تن بیرون می کنی و نوروز دیگری را تجربه می کنی. اما من  اما من با دلی آکنده از غم و شادی سال دیگری را به پایان می برم وقتی بزرگ شدی میفهمی و درک می کنی که که چرا میگویم تو برایم نماد زندگی هستی .تو وقتی اومدی من وجودم در حال نابودی بود چرا که عزیزترینم بهترینم مهربانترینم مادربزرگ خوبم رو از دست داده بودم پری مهربانم رو از دست داده بودم . همیشه به خودم می گم تو جای خالی اون رو واسه من پر نکردی بلکه اون خودش از خدا خواسته بود...
23 اسفند 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به طاها عسلی می باشد